بدون شرح...!

خواهرم !
شما خسته نشدی از جلوه نمایی تن در بازار اسیران هوی و هوس ؟!
خسته نشدی از حقارت و ضلالت . . ؟!
خسته نشدی از خون کردن دل مهدی فاطمه ؟!
خسته نشدی از عهد شکنی های پیاپی ات با خداوند . . .
مرگت که رسید ؛
جسمی که سالها مایه ی فخر فروشی و جذب نگاه های هرزه بوده رهایت میکند . . .
آنوقت تو هستی و کوهی از گناه !
تو هستی نگاه های تحقیر آمیز . .
تو هستی و نگاه های اهل بیت و شهداء
کمی به خودت بیا….
چه روزگار شگفتی! تاریخ آینده کره ارض بارور حوادثی بس شگفت است، حوادثی که مجد و عظمت جهانگیر اسلام را در پی خواهد داشت و این همه را تنها کسی در می یابد که منتظراست و بوی یار را از فاصله ای نه چندان دور می شنود و هر لحظه انتظار می کشدتا صدای «انا المهدی» از جانب قبله بلند شود و او را به سوی خویش فرا خواند.راهیان کربلا را بنگر که چگونه به مقتضای انتظار عمل کرده اند.!................بسیجى خود را در نسبت میان مبدا و معاد مى بیند و انتظار موعود و با این انتظار هویت تاریخى انسان را باز یافته است و خود را از روزمرگى و غفلت ملازم با آن رهانده. او آسایش تن را قربانى کمال روح کرده است و خود را نه در روز و ماه و سال و شهر و کوچه و خیابان که در فاصله میان مبدا و موعود تاریخ باز شناخته است.(شهید آوینی)